پرسش های قرآنی

ورود کاربران

نام كاربري
رمز عبور
ذخيره
پست الكترونيكي
پست الكترونيكي
نام
نام كاربري
رمز عبور
تكرار رمز
پست الكترونيكي

 

تبليغات
وطن توحیدی پي دي اف چاپ پست الكترونيكي

وطن توحیدی

 

گرچه اصطلاحاً جهان اسلام به کشورها و قسمت هایی از کرۀ زمین گفته میشود که مسلمانان از تراکم جمعیتی بیشـتـری در این مناطـق برخوردارند و چـه بـسـا پـیـشـونـد یا پـسـونـد نام کشـورشـان  «‌اســلامــی‌»  است اما کیست که نداند در حقیقت، جهان اسلام، قلب مسلمانان است و قلب هر مسلمان، بخشی از وطن اسلامی و پاره  ای از سرزمین مسلمانی میباشد.

پس هر جا که حق پرست و لا اله الا الله گویی وجود دارد آن جا وطن من و توی مسلمان نیز هست حال میخواهد شرق زمین باشد یا غرب آن و یا شمال باشد یا جنوب ، فرقی نمیکند.

همچنان که تفاوتی ندارد پوست آن توحید گوی چه رنگی باشد و یا زبان و لهجه‌اش چگونه؛ مهم آن است که به ندای عقل و فطرت و به دعوت انبیاء الهی پاسخ مثبت داده باشد و حق پرست و موحّد باشد.

لذا همۀ مسلمانان با یکدیگر هم وطنند زیرا همۀ آنان از آن جهت که مسلمانند اهل وطنی هسـتند که حرم امن الـهی و دژ مسـتحکم پروردگار است، وطنی به نام «‌وطـن تـوحـیـدی‌» که گسترۀ آن به وسعت قلب و جان تمامی مسلمین جهان است.

زهی خیال باطل که کسی گمان بَرَد میتوان چنین وطنی (وطن توحیدی) را با مرزهای سیاسی و جغرافیایی که اعتباراتی دروغین بیش نیستند‌، محدود و محدَد ساخت‌.

عقیده، تنها مرزیست که حقیقتاً وجود دارد و مرزهای وطن توحیدی را « لا اله الا الله » که حِصن ( دژ ) خداوند است‌، تعیین می‌کند.

هر جا موحّدی هست در آنجا احساس غربت نمی‌کنیم زیرا آن جا وطن ماست و در حقیقت، وطن ما یا همان وطن توحیدی، رابطۀ مستقیم و تنگاتنگی با «‌بشر توحیدی‌»، «‌دل و جان توحیدی‌» و «‌باور توحیدی‌» دارد و نه لزوماً با آب و خاک. البته آب و خاک مهم است و حتی گاهی مقدس، اما تقدس و اهمیت آن تبَعی است و نه اصیل. قداست و رفعت مقام آن طفیلی و تابع توحید است و انسان توحیدی.  

برای رفتن به نقاط گوناگون این وطن بزرگ – وطن توحیدی -  به جز گفتن کلمۀ توحید و حق پرستی، به چیز دیگری حاجت نیست؛ گر چه با وجود چارچوب‌های تحمیلی‌، برای جابه‌جایی‌های جغرافیایی‌، ناگزیر از گرفتن گذرنامه و روادید باشیم.

حال که روشن تر از پیش دریافتیم «وطن توحیدی» اسیر فاصلههای جغرافیایی نیست و آن گاه که اندیشۀ خویش  را از قید و بند مرزهای موهوم و ساختگی که سیاستمداران و استعمارگران آن را برای ما تعریف کرده اند رهایی بخشیدیم، باید از اسارت مرزهای زمانی و تاریخی نیز برهیم تا من و تو و هابیل و ابراهیم و آسیه و سمیّه، در تاریخ و زمان، مشترک گردیم و در حقیقت، معاصرتِ خویش با یکدیگر را دریابیم.

از زمین و زمان که بگذریم، باید بدانیم زبان واحد و مشترک ما نیز زبان حق و توحید است همان زبانی که تمامی فرستادگان الهی با آن تکلم کرده اند و قرآن و همه کتب آسمانی به آن زبان است یعنی زبان فطرت‌، همان زبانی که ساکنان وطن توحیدی بدان سخن می‌گویند.   

 
کلیه ی حقوق محفوظ است