پرسش های قرآنی

ورود کاربران

نام كاربري
رمز عبور
ذخيره
پست الكترونيكي
پست الكترونيكي
نام
نام كاربري
رمز عبور
تكرار رمز
پست الكترونيكي

 

تبليغات
نهضت حسینی از منظر جامعه شناسی سیاسی و دانش مدیریت پي دي اف چاپ پست الكترونيكي

نهضت حسینی
از منظر جامعه شناسی سیاسی و دانش مدیریت

 
متن مصاحبه انجام شده با خبرگزاری فارس در آستانه اربعین حسینی
(بهمن 1388)
با حذف پرسش ها، عناوین و تیترهای مناسب و اندکی ویرایش

 

 

حرکت حسینی از دید جامعه‌شناسی‌سیاسی

وقتی از ديد جامعه‌شناسی‌سياسی – به عنوان یک دانش نوین – به حركت حسينی و يا به تعبير استاد مطهری، به حماسه حسينی نگاه می‌كنيم، شايد يكی از پرسش‌های پایه‌ای و اوليه‌ای كه به ذهنمان خطور می‌كند اين باشد كه اگر بخواهیم اقدام اباعبدالله الحسین(ع) را با ادبیات سیاسی و دانش‌واژگان امروزی توصیف نماییم، براي چنين حركتی كه عليه نظام موجود و حاكميت وقت صورت گرفت و به نوعی به دنبال ايجاد تغييرات اساسی و دگرگونی‌ سياسی در سطح جهان اسلام بود، كدام اصطلاح و عنوان از اصطلاحات و عناوین رایج در جامعه‌شناسی‌سیاسی مناسب‌تر است؟

عناوينی نظير شورش، قيام، كودتا، انقلاب، جنبش ، جنگ استقلال‌طلبانه ، نهضت، مقاومت ملی و اصلاح‌طلبی ... كدام يك از اين دانش‌واژگان را می‌توانيم دربارۀ حرکت حضرت سیدالشهداء (ع) به كار ببريم؟

 

اگر بخواهيم ضمن استعمال و بهره‌گیری از مصطلحات روز، دقيق سخن گفته و توصیف و تعریف دقیقی از آن حماسۀ بی‌نظیر و تاریخ ساز داشته‌باشیم ـ‌آن هم از ديد انديشه سياسی و جامعه‌شناسی‌سياسی‌ـ طبيعتاً بايد يكی از اين‌ها را انتخاب كنيم و از آن‌جا كه در ماه بهمن و در آستانه سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی هستيم، براي پاسخ‌گويی به اين پرسش از تجربۀ تاریخیِ انقلاب اسلامی استفاده می‌كنم.

 

قیام، نهضت و انقلاب در تجربۀ تاریخی معاصر ایران

برای انقلاب اسلامی در ایران سه مقطع زمانی را می‌توان در نظر گرفت: يكی پانزدهم خرداد 42، ديگری 22 بهمن 57 و سومین مقطع، برهه زمانی ميان اين 2 تاریخ، يعنی از 15 خرداد سال 1342 تا 22 بهمن سال 1357 بود.           

به 15 خرداد سال 42 اصطلاحاً «قيام 15 خرداد» می‌گوييم و به بهمن 57 نيز اصطلاحاً «انقلاب اسلامی» می‌گوييم و 22 بهمن را «پيروزی انقلاب اسلامی» می‌ناميم. مقطع ميان اين 2 را كه حدوداً 15 سال طول كشيده‌است، نهضت اسلامی به رهبری امام خمينی (ره) می‌دانيم. از همين مثال تا حدودی می‌توان متوجه شد كه قيام، انقلاب و نهضت چه تفاوت‌هايی با هم دارند.

 

تفاوت اساسی «نهضت» با «قيام» و «انقلاب»

نهضت يك امر طولانی‌مدت و تدریجی است و چه بسا نسل‌های مختلفی – یکی پس از دیگری – بيايند و در جریان یک نهضت حضور پيدا كنند يعنی در آغاز نهضت، كسانی حضور داشته‌باشند كه در همان اوايل راه از دنيا بروند و از آن طرف، كسانی كه در آغاز به راه‌افتادن نهضت، هنوز متولد نشده‌بودند، متولد شده و در ادامه راه به نهضت بپیوندند و در آن شركت كنند.

 

نهضت حسینی، از قیام عاشورا تا انقلاب مهدوی

نه تنها دانشمندان، صاحب‌نظران و پژوهشگران بلکه حتی وقتی انسان‌های عادی، حركت امام حسين (ع) و آن بستر و زمينه و آن پی و قاعده‌ای كه حضرت برای حركت خودش در نظر می‌گيرد را نگاه می‌كنند و آن غوغايی كه حضرت در هنگام خروج از مدينه و سپس هنگام خروج از مکه به راه می‌اندازد، دیدارها، گفتگوها، سخنرانی‌ها و نامه‌نگاری‌هايی كه می‌كند و تلاش‌هايی كه برای خبردار شدن تمام جهان اسلام انجام می‌دهد را نظاره می‌نمایند، به روشنی درمی‌یابند که طبعاً اين اقدامات فقط براي یک روز (عاشورا) حالا آن روز هر چه هم که بزرگ باشد نيست و حتماً يك برنامه گسترده‌تر و حركت دامنه‌دارتر و عظيم‌تری مدنظر است كه می‌توانيم از اين حركت عظيم، گسترده و دامنه دار با عنوان «نهضت» ياد كنيم، بنابراين اگر بخواهيم حركت حسينی را به درستی نام‌گذاري كنيم، می‌توانيم نام نهضت را بر آن بگذاريم و آن را «نهضت حسينی» بنامیم؛ نهضتی كه تنها سرآغاز آن، قيام حماسی، پرشور و خونين عاشورا است.

 

اگر بخواهيم آن مقطع اوليه را نام‌گذاري كنيم، مانند قيام 15 خرداد می‌توانيم اسمش را قيام عاشورا بگذاريم، اما وقتی به دامنه طولانی حركت‌ حسینی نگاه كنيم كه به عقيده شيعه تا ظهور امام زمان (عج) ادامه دارد، اسمش را نهضت می‌گذاريم و بعد همین نهضت منتهی می‌شود به انقلاب جهانی امام زمان (عج). يعنی يك قيام داريم، يك نهضت داريم و يك انقلاب كه امام زمان (عج) – به عنوان منتقم اصلی خون سیدالشهداء(ع) – رهبری بخش سوم و پایانی این نهضت را برعهده دارد و آن انقلاب ظلم‌ستیز جهانی را به انجام می‌رساند و حکومت عدالت گستر خویش را در سراسر گیتی بر پا می‌دارد.

 

از این منظر، آن ديدگاهی كه بُرد زمانی حركت امام حسين (ع) را تنها تا عصر عاشورا محاسبه می‌كند و گمان می‌كند حركت امام حسين (ع) در روز عاشورا به پايان می‌رسد، می‌تواند كاملاً نادرست باشد. حركت امام حسين (ع) حركت دامنه‌داری است که تا ظهور مهدی موعود (عج) و انقلاب جهان شمول وی ادامه دارد.

 

مديريت در نهضت حسینی

امام حسين بن علی (ع) كه بنا بر اعتقاد مستند به براهین عقلی و نقلی پیروان مکتب اهل البیت (ع) ولیّ و حجّت پروردگار جهان و جهانیان و امام معصوم و متصل به علم غيب الهی است و آينده اين نهضت را هم به خوبی و روشنی می‌بيند، طبيعتاً در مقام نخستین مدير و برنامه‌ریز اين نهضت بايد اقداماتی را به انجام رساند و كارهایی را بکند تا این حرکت شکوهمند تاریخ بشر به خوبی مدیریت شده، از مسیر درست منحرف نگردد و به سر منزل مقصود برسد.

 

تعریف مدیریت

اگر بخواهیم مدیریت را تعريف كنیم، می‌توانیم بگويیم:

«مديريت، مجموعه‌ای از فعاليت‌‌هاست كه به شكل متوالی و منظم در جهت رسيدن به هدف يا نتيجه‌ خاصی دنبال می‌شود که می‌توان از آن به عنوان فراگرد یا فرآيند تعبير نمود.»

 

کارکردهای مدیریت و وظایف مدیران

مجموعه فعاليت‌هایی که در تعریف مدیریت بدان‌ها اشاره شد و كاركردهای مديريت يا وظايف مديران نیز نامیده می‌شوند عبارتند از:

 

1-    برنامه‌ريزی ؛

2-    سازماندهی ؛

3-    هدايت، راهنمايی و رهبری ؛

4-    نظارت و ارزيابی ؛

5-    خلاقیت کاربردی .

 

برنامه‌ریزی در نهضت حسینی

در میان کارکردهای مدیریت، اولین کارکرد و مهم‌ترين ركن مدیریت و اساسی‌ترين وظيفه مدير، برنامه‌ريزی است. در برنامه‌ريزی اولاً هدف تعيين می‌شود و ثانياً مسير، خط مشی و راهبردی كه بتواند ما را به آن هدف برساند؛ خواه اهداف كوتاه مدت باشد یا میان مدت و یا بلند‌مدت‌، معلوم می‌گردد و در واقع در برنامه‌ريزی، نقشه‌ راه مشخص می‌شود.

طبيعتاً در برنامه‌ريزی اباعبدالله‌الحسين (ع) برای نهضتی كه می‌خواست راه بياندازد، دقيقاً ديده شده بود كه اين سلسله اقدامات بايد تا عصر عاشورا به انجام رسد و از عصر عاشورا به بعد هم جريان باید بدین صورت ادامه یابد. يعنی تمام اين امور، بر اساس یک نقشه دقیق و به شکل فكر شده و برنامه‌ريزی شده به انجام می‌رسید.

 

سازماندهی و رهبری در نهضت حسینی

دومين وظيفه يك مدير، سازماندهی است يعنی باید مسئوليت‌های واحد‌ها و پست‌ها و وظایف و اختیارات یکایک نیروها را مشخص كند و نحوه هماهنگی و ارتباط ميان آنها را تعيين نماید.

 

امام (ع) تا عصر عاشورا شخصاً حضور داشت و نيروها را سازماندهی می‌كرد و رهبری و جهت‌دهی می‌نمود و پس از آن را به وسیلۀ نایبان و جانشینان خویش – که در آن مقطع، امام زین العابدین(ع) و زینب کبری (س) بودند –  به انجام می‌رساند.

 

منابع انسانی در نهضت حسینی

در مجموع اگر بخواهيم نيروهايی كه در همان سال های نخستین نهضت در جریان حرکت امام حسین (ع) قرار گرفتند و خواسته يا ناخواسته با ماجرا درگير شدند و به صورت مؤثری اهداف آن را پیش بردند برشمريم، لااقل به 7 گروه بر می‌خوریم:

 

1- ساكنان حجاز، يعنی كسانی كه در مدينه ساكن بوده و عدم بيعت امام را مشاهده كرده‌بودند و کسانی که در مکه سکونت داشتند و سخنرانی‌ها و خروج جنجالی امام (ع) از مکه را مشاهده کرده‌بودند؛

 

2- زائران و حاجيانی كه در ذی‌الحجه سال 60 هجری از نقاط مختلف جهان اسلام در مكه حضور پيدا كرده‌‌بودند و در میان خویش  و جزء حاجیان آن سال، تنها يادگار پیامبر خدا (ص) را زيارت می‌كنند و بعد ناگهان می‌بينند كه ايشان با حالت اعتراض و با سخنرانی‌های تند و پرشوری كه عليه يزيد بيان می‌كند، مكه را ترك گفته، به قصد خروج و قيام عليه دستگاه ستمگر خلافت اموی و شخص یزید، با جمع زيادی به سوی عراق  حركت می‌كند. طبيعتاً اينها هم به نوعی پيا‌م‌آور هستند و پيام را به تمام جهان اسلام منتقل می‌كنند.

 

3- همسفران بی‌وفا؛ كسانی كه چه بسا در آغاز سفر، امام را همراهی كردند اما در ميانه راه حضرت را ترك می‌كنند. درست است كه اينان بی‌وفايی می‌كنند اما در عين حال خواسته يا ناخواسته باز برای اين حركت پيام‌آور می‌شوند، يعنی اينها وقتی به قبايل و سرزمين‌های خود باز می‌گردند، در واقع پيام اين حركت را هم به نوعی منتقل می‌كنند.

 

4- سفيران امام(ع) مثل مسلم ‌بن عقيل، قيس‌ بن مُسَهّر و ديگران كه به مناطق مختلف به ویژه کوفه اعزام شدند.

 

5- مبارزان عاشورا؛ كسانی كه در روز عاشورا از صبح تا عصر مبارزه کردند و به شهادت رسیدند.

 

6- پيام‌بران و پيام‌آوران نهضت حسينی؛ همچون امام سجاد (ع) و عقیله بنی‌هاشم حضرت زینب(س) و دیگر حاضران در کاروان اسرای اهل‌البیت‌(ع).

 

7- مبارزان تائب؛ يعنی كسانی كه در مقطع نخست نهضت و در قیام عاشورا با امام (ع) همراهی نكردند و حتی چه بسا با نيروهای مقابل همكاری نمودند، اما بعد توبه کرده، دست به شورش و قيام زدند.

 

نیروهای اصلی در نهضت حسینی

گروه‌های چهارم، پنجم و ششم، نيروهای اصلی و خاصّ‌الخاص نهضت حسينی هستند كه پس از بارها تصفیه و غربال دقيق و سختگيرانه‌ انتخاب شده‌بودند و در واقع بار اصلی حركت بر دوش اينان بود و در قالب برنامه‌ریزی و تحت سازماندهی و نظارت مستقيم امام قرار داشتند.

 

ارزیابی نیروها در نهضت حسینی

امام (ع) تا شب عاشورا در حال تصفيه و غربال هستند، تا آن‌جا که حتی چراغ‌ها را خاموش می‌كنند و می‌گويند اگر كسی می‌خواهد برود.

 

برنامه‌ریزی برای ادامه نهضت، پس از قیام عاشورا

همان‌گونه که بارها تأکید شد برنامه‌ريزی‌ امام (ع) برای تا عصر عاشورا نيست يعنی از عصر عاشورا به بعد برگ دوم اين نهضت آغاز می‌شود و نهضت ابعاد تازه‌ای پيدا می‌كند.

 

در عاشورا يك پتانسيل و يك نيروی انباشته و متراكم عظیمی ايجاد شده‌است كه حالا ظرفيت اين را دارد كه پيام آن به تمام جهانيان برسد. اين كار را چه كسي بايد انجام دهد؟ طبيعتاً امام سجاد (ع) به جهت اين‌كه امام معصوم، ولی الله و حجت الله پس از پدرش می‌باشد باید مدیریت این جریان را به دست بگیرد اما از آن‌جا که ایشان امام زمان است و سلسله امامت از طريق ايشان منتقل می‌شود، اگر خيلی انگشت‌نما شود امكان دارد كه به جان وی تعرض گردد، بنابراين حضرت زينب كبری‌(س) در واقع مديريت كاروان را به شكل پوششی و ظاهری برعهده می‌گيرد. البته حضرت زینب(س) به خودی خود، شخص شايسته‌ای است و لیاقت رهبری و مدیریت را دارد اما مرتبه امام (ع) بالاتر است و لذا امام چهارم آن مديريت حقيقی، واقعی و پشت پرده را برعهده می‌گيرد. گرچه هر جا که امکان داشته‌باشد شخصاً و مستقیماً نیز وارد عرصه می‌شود.

 

هر دو وصی هستند، یکی وصی ظاهری و دیگری وصی واقعی و حقيقی و لذا هر دو هماهنگ با یکدیگر و در جهت هدف مشخصی که دارند حركت می‌كنند و در مقاطع مختلف می‌بينيم كه چگونه همديگر را پوشش می‌دهند. حضور آنها در كوفه، سخنرانی‌های آنها در مجلس ابن زياد و حركتشان كه به صورت منطقه به منطقه حركت می‌كردند و وارد شام می‌شوند و بعد هم خطبه ها و فعالیت‌های معجزه‌آسایشان در شام – پایتخت اموی - ... .

 

شام، اسیر اسلام اموی

منطقه شامات از همان زمان خليفه دوم كه فتح شد به دست خاندان بنی‌اميه بود، يعنی وقتی آن مناطق را گرفتند، كسی را كه خليفه دوم به عنوان حاكم منطقه شامات قرار داد، يزيد بن ابی‌سفيان برادر معاويه بود. از روز اولی كه مردم منطقه شامات به روی اسلام چشم باز كردند، چيزی را كه به نام اسلام ديدند، اسلام اموی و سفیانی بود و لذا امویان هر چيزی را كه دلشان می‌خواست به اسم اسلام معرفی می‌كردند.

 

دشمنی با اهل بیت (ع) رکن رکین اسلام اموی

بعد از يزيد بن ابی سفیان هم برادرش معاويه به حکومت آنجا رسیده‌بود و دشمنی و عداوت شدیدی كه او با اميرالمؤمنين علی(ع) و در حقیقت با اسلام ناب داشت، سبب شده‌بود كه شبانه‌روز تلاش كند كه مردم آن مناطق از حضرت‌ علی (ع) نفرت پیدا کنند.

 

این تعبير از قول خودِ معاويه نقل شده‌است كه « بايد بچه‌ها با دشمنی و بغض‌ علی بزرگ شوند و ميان‌سالان نیز با تنفر از علی (ع) به پيری رسند و از دنيا بروند» يعنی می‌خواست همه مردم در تمام سنین و از همه نسل‌ها دشمنی حضرت‌ علی (ع) را در دل داشته‌باشند.

 

 وی تا آن‌جا بر روی کار تبلیغی علیه امیرالمؤمنین علی (ع) سرمایه‌گذاری کرده‌بود كه وقتی حضرت به هنگام نماز در محراب مسجد ضربت خورد و پس از دو سه روز به شهادت رسید مردم تحت حکومت معاویه با شگفتی از یکدیگر می‌پرسيدند: علی در مسجد چه کار می‌کرده مگر او نماز هم می‌خوانده‌است ؟!

 

معاويه به همین مقدار نیز بسنده نکرده‌بود و با ارسال بخش‌نامه‌ای برای تمامی ائمه جمعه، همه را ملزم  و موظف كرده‌بود كه در آغاز خطبه‌های نماز جمعه پس از حمد و ثنای خداوند و درود بر پیامبر (ص) و خلیفه، علی‌(ع) را سبّ و لعن كنند و با این کار به خدا، تقرّب بجویند!. او  با استفاده از دستگاه تبلیغاتی و جعل حدیثی که در اختیار داشت لعن امیرالمؤمنین علی (ع) را به عنوان یکی از سنّت‌های پر ثواب اسلامی مطرح ساخته بود. سنّت سیئه‌ای که متأسّفانه کم و بیش به صورت رسمی، تا پایان قرن اول هجری یعنی تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز، پا بر جا بود.

 

نهضت حسینی و تزلزل پایه‌های حکومت امویان در مرکز سلطنتشان

در چنين شامی كه مردمش نيم‌قرن با دشمنی اهل بيت (ع) زندگی كرده‌اند و دشمنی با علی(ع) و اولاد او، جزئی از دين و مذهب و آئين تازه آنها بوده‌است و اساساً اسلام را به همراه دشمنی با خاندان پيامبر (ص) شناخته‌اند و فكر می‌كنند دشمنی نسبت به علی (ع) و اولاد طاهرینش(ع) بخش مهمی از اسلام است؛ در چنين محيطی اسرای كربلا وارد می‌شوند و معلوم است كه چگونه با آنها برخورد می‌كنند. آن قدر به آنها توهين می‌كنند، آن قدر آنها را آزار و اذيت می‌دهند  که حدّ و حصر ندارد. و جالب این‌جاست كه اين كارها با دستور حكومت هم انجام نمی‌شود بلکه اين مردم، خودشان با علاقه و عشق می‌آيند و اين كارها را انجام می‌دهند و اهل بیت پیامبر (ع) را آزار می‌دهند.

اسرا در چنين فضايی حضور پيدا مي‌كنند. اما به صورتی شگفت‌آور و غیر قابل تصور، با سخنرانی‌های خود در ميان مردمی با چنان طرز تفکری تحولی بس شگرف و عظیم ایجاد می‌کنند.

اهل بیت(ع) که به ظاهر اسیرند و برای تحقیر شدن به مجلس يزيد آورده می‌شوند با رفتار، برخورد و سخنان ظلمت‌شکن خود چنان جو را می‌شكنند و فضا را عوض می‌كنند كه بسياری از همان مردمی كه وجودشان يكسره نفرت از اميرالمؤمنين (ع) و خانواده پيامبر (ص) بود، در ديدگاه خودشان تجديدنظر می‌كنند و برخی از همان‌ها در همان‌جا توبه می‌كنند و از علاقه‌مندان اهل‌بيت (ع) می‌شوند.

 

اين كاری است كه نه در زمان اميرالمؤمنين علی(ع) و نه در زمان امام حسن مجتبی(ع) و نه حتی در زمان خود امام حسين (ع) تا قبل از نهضت عاشورا قابل انجام نبود و همه اينها از ثمرات این نهضت و از ثمرات سخنرانی‌های روشن‌گرانه و افشاکننده امام سجاد (ع) و حضرت زينب‌(س) در فضای شام بود.

 

همين خارج كردن شام از سيطرۀ کامل تفكر اموی و باز کردن منافذ و پنجره‌هایی برای ورود نسیمی از اسلام حقیقی به داخل قفس خفقان‌آور شام اموی، آن‌چنان كار عظيم و بزرگی است كه هر چه از آن سخن گفته‌شود باز هم حق مطلب ادا نمی‌شود و تنها كسانی كه به خوبی بر تاريخ و جامعه‌شناسی تاریخی آن سرزمین در آن دوره اشراف داشته‌باشند می‌توانند عظمت آن را – آن هم به صورت نسبی – درک کنند و بفهمند که ساختن محبّ امیرالمؤمنین علی(ع) و دوستدار و شیعۀ اهل بيت (ع) در چنان فضایی، فقط و فقط یک معجزه بزرگ و خیره کننده می‌تواند باشد.

 

و بعد اين روند ادامه پيدا می‌كند تا اين كه الان وقتی به سوريه می‌رويد دیگر هيچ اثری از كاخ اموی‌ها که یزید و اخلاف ستم پیشۀ او با غرور و تکبّر بر تخت آن تکیه می‌زدند نمی‌بینید در حالی كه حرم دختر 4 – 3 ساله امام حسين (ع) در آن‌جا چونان نگينی سفيد و زيبا می‌درخشد و عاشقان و دلباختگان حسین(ع) و نهضت جاوید وی را از اقصی نقاط جهان به سوی خود و در واقع به سوی درس‌آموزی و عبرت‌گیری از واقعه عاشورا و پی‌گیری نهضت حسینی فرا می‌خواند.

 

پيام‌آوری قیام عاشورا، جهاد نرم در نهضت حسینی

مرحله دوم نهضت حسينی، که در آن خبری از جهاد با شمشیر و جنگ سخت نیست و آغار جهاد تمام عیار امّا نرم و فرهنگی می‌باشد عبارت است از پيام‌آوری كه امام سجاد (ع) و حضرت زينب (س) انجام دادند. انتقال پیام و جهاد نرمی که چنان بلایی بر سر بنی‌اميه آورد كه به عقيده مورخين، اموی‌ها به وضعیتی دچار شدند كه اگر به زمين فرو می‌رفتند يا به آسمان پرواز می‌کردند، باز هم هیچ راه نجاتی نمی‌یافتند و لامحاله نابود شدنی بودند و ديگر ممكن نبود باقی بمانند و حتی اگر بنی‌عباس هم پيدا نمی‌شدند، بنی‌اميه نابود می‌شدند. آن‌قدر شورش و قيام عليه اينها انجام شد و آن‌قدر تحركات عليه اينها انجام شد كه نابود شدند.

 

تمام اينها از نتایج این جهاد نرم و پيام‌آوری برنامه ریزی شدۀ پیام آوران نهضت حسینی بود. اينكه اين پيام در كربلا دفن نشد و از بين نرفت و روشنایی آن به خاموشی نگرایید، بلكه به مراتب پرفروغ‌تر شد و نور اين چراغ در مقابل آينه‌هايی همچون وجود نازنین امام سجاد (ع) و زينب كبری (س) قرار گرفت و نورافشانی جهانی و جاودانه پيدا كرد.

 

اسارت دشمن شکن

البته بايد بگويم نفس حضور اين خانواده همراه امام حسين (ع) كه بعد به عنوان اسرا از اين طرف به آن طرف منتقل شدند و نفس حضور اين زنان و كودكان كه بعداً مردم می‌فهمند، اهل بيت پيامبر خدا هستند، خودش به تنهايی يك حركت به شدت تأثیر گذار است. يعنی شايد دشمنان در ابتدای امر، با عقل ناقص خود و محاسبات کوته فکرانه خود می‌پنداشتند اين يك فتح و پيروزی است كه اين زن و بچه‌ها را شهر به شهر بچرخانيم و نشان دهيم كه ما اينها را اسير كرده‌ايم اما در واقع شكست آنها بود چون هر چه خواستند اين مظلوميت خاندان پيامبر (ص) و زن و بچه متعلق به پيامبر خدا را توجيه كنند، نتوانستند پس اگر اين سخنرانی‌ها هم نبود همين نفس حضور مظلومانه اهل بيت (ع) مؤثر بود اما طبيعتاً نمی‌توانست تأثير عظيمی كه الان دارد را داشته باشد يعنی اين خيلی مهم است كه يك نهضت گويا باشد و صامت نباشد.

 

نهضت حسینی نهضتی گویا

وقتی يك حادثه‌ای زبان نداشته‌باشد و فقط يك فعل محض و يك عمل صرف باشد، طبيعتاً می‌توان تفسير‌های متفاوتی از آن ارائه كرد و حتی از آن برخلاف هدف اصلی خودش بهره‌برداری كرد اما وقتی يك حادثه‌ای زبان گويا داشت، خطبه و پيام گفتاری داشت، ديگر نمی‌توان به سادگی آن را تحريف كرد.

 

با روشن گری‌های رفتاری و گفتاری و سخنرانی‌ها و خطبه‌‌خوانی‌ها بود كه اين حادثه ابعاد تازه‌ای پيدا كرد، جنبه‌های تازه‌ای از آن كشف شد و اين در واقع كاری بود كه امام سجاد (ع) و زينب كبری (س) انجام دادند.

 

وضعیت امّت در صورت عدم انتقال پیام عاشورا

اگر اين پیام آوری صورت نمی‌گرفت نخستين مسأله‌ای که رخ می‌نمود و نخستين بلايي كه بر سر مردم می‌آمد اين بود كه مردم در يك جهل مطلق و مركب فرو می‌رفتند يعنی نمی‌دانستند جبهه حق كدام است و حق با چه كسی است و جبهه باطل کدام است و چه کسانی اهل باطل هستند.

 

جهل آنها مطلق بود زیرا قادر به هیچ‌گونه تشخیص و تمییزی میان حق و باطل نبودند و کاملاً این ها را جا به جا می‌دیدند. همچنین جهل آنها مركب بود چرا که هم نمی‌دانستند و جاهل بودند و هم فكر می‌كردند كه می‌دانند يعنی نسبت به جهل خود ناآگاه بودند.

 

اگر روشن گری‌های بازماندگان جبهه حق و پیام‌بران نهضت حسینی نبود، امت در يك سياهی و ظلمتی فرو می‌رفت كه شايد تا قرن‌ها ممكن نبود حركتی در جهان اسلام انجام شود و بنی‌اميه قطعاً يك حكومت پايدار می‌یافتند و باقی می‌ماندند يعنی آنچه كه مردم را از بنی اميه نجات داد و يك خط شيعی را براي هميشه زنده نگه داشت اين سخنرانی‌ها و خطبه‌ها بود. و لذا هويت شيعه يك هويت حسينی است.

 

نهضت حسینی، احیاگر اسلام

حدیث معروفی داریم که پيامبر خدا(ص) می‌فرمايند: من از حسين (ع) هستم. يعني حيات و زندگانی من از حسین(ع) است.

 

هنگامی که سخن از زندگی و حیات رسول الله (ص) به میان می‌آید باید بدانیم که ایشان دو نوع حیات دارد؛ يکی حيات جسمی و ظاهری است كه خيلی برايش ارزش ندارد. و دیگری حیات معنوی. آشکار است آن‌چه كه برای ايشان، اهمیت و ارزش دارد همین حيات معنوی است. حيات معنوی پيامبر (ص) هم يعنی اسلام. وقتی ايشان می‌فرمايند من از حسين (ع) هستم يعنی حيات و زندگی من كه همان حيات و زندگی اسلام است از حسين عليه‌السلام است.

 

تشيّع، نيروی اصلی اسلام كه حرفی برای گفتن دارد

اصل اسلام و اسلام ناب به عقيده ما و بر اساس استدلالاتی که داریم، تشيع است و تشيع و اسلام ناب و اسلام حقيقی در واقع با حركت امام حسين (ع) از نابودی رهايی يافت و جان پيدا كرد و بخش فوق العاده مهم و سرنوشت ساز حركت و نهضت امام حسين (ع) نیز عبارت است از تلاش حضرت سجاد (ع) و حضرت زينب كبری (س) در جهت ابلاغ پیام قیام عاشورا. آن‌وقت در پرتو فضايی كه ايجاد شد، خود امام سجاد (ع) آرام آرام شاگردانی را تربيت می‌‌كنند و بعد در زمان امام باقر (ع) اين حركت گسترش پيدا می‌كند تا در زمان امام صادق (ع) به يك دانشگاه عظيم تبديل می‌شود با چند هزار شاگرد كه ديگر كسی نمی‌تواند جلوی حركت تشيع را بگيرد و آن قدر اين دامنه گسترش پيدا می‌كند كه می‌رسيم به امروز كه شاهديم اصلی‌ترين نيروی مسلمانان در سطح جهان كه حرفی برای گفتن دارد، تشيع است و در دهه‌های اخیر و مشخصاً بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران يك سبقت و مسابقه‌ای ميان كشورهای غربی به وجود آمده‌است برای تشکیل دپارتمان‌های شيعه‌شناسی و راه اندازی مراكز شیعه شناسی تا بتوانند حقيقت تشيع را كشف كنند.

 

 
کلیه ی حقوق محفوظ است