|
نگاهی به هرمنوتیک
چکیده درس اول
حوزه علمیه و هرمنوتیک
یکی از بحثهایی که شکل جدی و مدون آن به صورتی نوظهور در فضای فکری و فرهنگی کشور ما مطرح شده و در واقع، وارد و عارض شده است، بحث «هرمنوتیک» است.
البته این که گفته میشود هرمنوتیک، وارد و عارض شده است یعنی زادگاه و پرورشگاه و محل رشد و نمو این بحث با همین ساختار و بافتاری که دارد یک گفتمان (discourse) و یک سنت فکری دیگر است ولی در عین آن که خاستگاه اصلی آن، مغرب زمین و فضای اندیشگی مسیحی میباشد، با پارهای از رشتههای علمی و یا بحثهایی که از قدیمالایام در حوزههای علمیۀ ما رواج داشته است دارای همسانیها و همبستگیهایی میباشد.
برای نمونه در بحثهای ادبی و در بخش مباحث الفاظ در علم اصول الفقه، در طی قرون متمادی، علمای ما از اموری بحث کردهاند که در علم هرمنوتیک هم مورد توجه واقع شده است. همچنین در عرصۀ مباحث علوم و تفسیر قرآن به ویژه در زمانهای متأخرتر که به مباحث مقدماتی تفسیر و روش تفسیر قرآن حکیم نیز پرداخت بیشتری شده و مطالبی ـ مستقلاً و یا به صورت مقدمه کتب تفسیری و یا در ضمن بحثهای علوم قرآن ـ در این باب به رشتۀ تحریر درآمده است، تشابهاتی میان عناوین و بحثهای مورد بررسی مفسران، قرآنپژوهان و محققان پهنۀ پهناور قرآنشناسی با مباحث هرمنوتیکی مشاهده میشود.
از سوی دیگر در چند دهۀ اخیر، شاهد آن هستیم که یکی از عوامل و آلتهایی که کمک شایانی به تجدید حیات جریان روشنفکری یا روشنفکری دینی در جامعۀ ما نموده، همین طرح جدی هرمنوتیک در ایران بوده است.
چرا که اگر روشنفکری با گرایشهای چپ و مارکسیستی آن که در دهۀ چهل شمسی مشاهده میشد، پس از انقلاب، دیگر مجالی برای عرضهاندام پیدا نکرد، در آستانۀ انقلاب و پس از آن، جریان جدیدی از روشنفکری، تکوین و تکوّن یافت که با یدک کشیدن عنوان «روشنفکر دینی» تلاش کرد جانشین آن روشنفکری بی رمق و رونق پیشین گردد.
بیتالغزل اقدامات روشنفکری دینی در این چند دهه، تأکید بر تجدید نظر در فهم دین بوده است که بدین منظور، مدد شایان توجهی از تطبیق بحثهای هرمنوتیک غربی بر فهم قرآن و روایات اسلامی و یا به تعبیر دیگر، بومی سازی هرمنوتیک، گرفته است.
طبیعی است که دانشوران دینی و اندیشمندان اسلامی ـ چه در حوزه و چه در دانشگاه ـ که دغدغۀ دین و بحثهای دینی را داشتهاند بررسی ژرفنگرانۀ مدعیات جریان روشنفکری را در زمینه فهمها و روش فهمهای تازۀ نصوص دینی، وجهۀ همت خویش ساخته و از جایگاهها و خاستگاههای مختلف همچون معرفت شناسی (Epistemology)، فلسفه دین (Philosophy of Religion) و کلام جدید (New/ Modern Theology) به مواجهه علمی با این بحثها و تأمل، نقد و نظر نسبت به مباحث هرمنوتیکی و هرمنوتیکهای بومیسازی شده، پرداختهاند.
تنها در حوزههای علمیه، کتابها و مقالات متعددی دربارۀ هرمنوتیک نوشته شده و بحثها، درسها و سخنرانیهای پرشماری با موضوع و عنوان هرمنوتیک ارائه شده است و علما و پژوهشگران حوزه از زوایای گوناگون، این بحث را بررسیدهاند تا آنجا که حتی پارهای از این دیدگاهها در برخی دروس خارج اصول نیز مطرح شده و مورد نقد و بررسی قرار گرفته است. و بی مبالغه میتوان مدعی شد بیشتر تولیدات علمی (تحقیقی و تألیفی) دربارۀ هرمنوتیک که در این سالها در ایران عرضه شده، حاصل تلاش دانش آموختگان حوزههای علمیه بوده است.
جالب آن که عنایت به این بحث و پرداختن به آن در میان حوزویان، تنها به فضلا و محققان جوانتر که بیشتر با مباحث جدیدالورود غربی آشنایی دارند، محدود نبوده است و گاهی علمایی با موقعیت علمی و سنی بالا نیز این بحث را از نظر دور نداشتهاند که به عنوان نمونهای برای این دسته از عالمان میتوان از استاد آیتا... شیخ جعفر سبحانی تبریزی نام برد. ایشان در مقام یکی از فقها و متکلمان بزرگ حوزه با آن همه مشغلههای گونهگون پژوهشی، نگارشی، نظارتی و غیره و با تدریس روزانۀ حداقل دو درس سنگین خارج فقه و خارج اصول در صبح و عصر، در سنین میان هفتاد تا هشتاد سالگی، علاوه بر ارائه بحثهایی به صورت سخنرانی علمی در زمینه هرمنوتیک و فهم متون مقدس اسلامی، کتابی نیز تحت عنوان «هرمنوتیک» منتشر ساخت.[i]
در پایان باید گفت که اگر با نگاهی کلان به موضعگیری عالمان روشنبین حوزوی در قبال بحث هرمنوتیک بنگریم میتوانیم اینگونه نتیجه بگیریم که رویکرد این عالمان نسبت به این بحث ـ همچون برخوردی که با دیگر دستآوردهای علمی بشر دارند ـ بدین صورت بوده است که از طرفی از بعضی نکات ارزشمند و تجربیات سودمندی که در اندیشههای هرمنوتیکی مطرح شده بهره گیرند و از طرف دیگر، نقاط ضعف و اشکالات آن و پارهای ناسازگاریهای مفروضات و دعاوی آن با کتاب و سنت اسلامی را نیز آشکار سازند تا کسانی با خاماندیشی و ذوقزدگی نخواهند با هر ترفندی که شده این دیدگاهها و نظریات را ـ آن هم در افراطیترین و نسبیتگرایانهترین شکلهایشان (همچون هرمنوتیک گادامر) ـ بر اسلام و متون اسلامی، تعمیم و تطبیق دهند.
بر این اساس و با توجه به همین رویکرد و اتّجاه عالمانه و دینمدارانۀ سائد در حوزه علمیه است که میتوان این شعر لسان الغیب شمسالدین محمد حافظ شیرازی را در وصف آن، ترنم نمود که:
یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد که از او خصم به دام آمد و معشوقه به کام
پینوشت 1:
واضح است که در اینجا از وِزان علمی این کتاب و میزان دقت و صحت مطالب آن به ویژه در بخش فهم و نقد کلام هرمنوتیستها سخن نمیگوییم، بلکه آن چه که مورد نظر است صرفاً نفس این عمل یعنی پرداخت به این موضوع به وسیله شخصیتی با موقعیتی همچون موقعیت ایشان ـ که به آن اشاره شد ـ میباشد.
|