|
نگاهی به هرمنوتیک
چکیده درس دوم
اصطلاح هرمنوتیک
و شیوۀ نگارش آن در زبانهای مختلف
دانشواژۀ «هرمنوتیک» که به وسیله فارسی زبانان به شکل هرمونتیک و هرمنیوتیک هم نوشته میشود و برخی از اندیشمندان کشورمان کلمات «منطق گزارندگی» یا «زند آگاهی»[i] را به عنوان معادل فارسی آن پیشنهاد کردهاند، در دوران معاصر، به رشتهای از دانش (discipline) اشاره دارد که دربارۀ «فهم، برداشت، تفسیر، تعبیر و تأویل» سخن میگوید.
عربها به رسم مألوفشان، این واژه را معرب ساخته، آن را «الهرمنوطیقا» یا «الهرمنتیکیة» میگویند و گاهی هم کلمه «التفسیریة» را به عنوان معادل آن به کار میبرند.
نگارش لاتینی کلمۀ هرمنوتیک به صورت Hermeneutica است و در زبان آلمانی که اغلب قهرمانان ماجرای تطور تعریف و دامنۀ کاربرد هرمنوتیک در چند قرن اخیر و بیشتر هرمنوتسینهای نامدار و نظریهپردازان بزرگ این عرصه همانند دان هاور، کلادنیوس، ولف، شلایر ماخر، آست، بُک، درویزن، دیلتای، هَیدگر، گادامر، هابرماس و... به همین زبان تکلم میکردهاند و اهل آلمان بودهاند، به صورت Hermeneutik نوشته میشود. همچنین نگارش آن در زبان فرانسه به شکل Herme'neutique و در انگلیسی به شکل Hermeneutics است.
ریشه یونانی هرمنوتیک
و بهرهگیریهای فراوان از آن
کلمه هرمنوتیک، منشأ یونانی دارد و از کلمۀ هرمنیوتیخوس (Hermeneutxos) و یا از فعل هرمینویین (Hermeneuein) به معنای تفسیر کردن و چیزی را قابل فهم ساختن، گرفته شده است که اسم این فعل، هرمینیا (Hermeneia) به معنای تفسیر است. فعل hermeneuein را در زبان انگلیسی به مصدر to Interpret ترجمه میکنند که برگردان آن به فارسی، «تفسیر کردن» میشود. گرچه مترجمین فارسی زبان این کلمه را به تأویل، ترجمه مینمایند؛ ولی از آنجا که «تأویل» در سنت علمی، دینی و فرهنگی ما دارای تعریف و کاربرد خاصی است که نمیتوان آن را دقیقاً و کاملاً معادل hermeneuein و to Interpret در نظر گرفت لذا اگر آن واژۀ یونانی ـ که ریشه هرمنوتیک است ـ و معادل انگلیسی آن را به «تفسیر کردن» معنا کنیم، مناسبتر به نظر میرسد.
نکتۀ دیگری که به نظر بسیاری از محققین برای فهم و درک معنای هرمنوتیک میتواند مددرسان باشد توجه به پیوند و همخانوادگیِ واژۀ یونانی Hermeneutike و یا هرمینویین با کلمۀ هرمایوس (Hermeios) ـ نام کاهن معبد دِلفی ـ و نیز با کلمه هرمس (Hermes) است. گفتهاند هرمایوس به عنوان کاهن در معبد دلفی به پیشگویی میپرداخت و هرمس ـ فرزند پدر و مادری اسطورهای به نامهای زئوس و مایا ـ نام پیام آور خدایان برای انسان و یا خدای پیام آور برای دیگر خدایان اسطورهای یونان باستان است. همچنین هرمس، در اسطوره شناسی مصری به عنوان منتقل کنندۀ پیامهای خداوند به بشر معرفی شده است. در واقع او، رابط میان عالم بالا و خدایان با انسانها بود و از آنجا که با زبان پیامهای غیبی و زبان خدایان آشنایی داشت پس از دریافت آن پیامها نخست آنها را به خوبی میفهمید سپس آن پیامها را برای آدمیان ترجمه میکرد و شرح و توضیح میداد.
در اساطیر یونانی، هرمس را مؤسس خط و زبان هم میدانند. البته دربارۀ هرمس، تعریف و تمجیدهایی هم در بعضی کتب نگارش یافته به وسیلۀ مسلمانان ـ طبیعتاً به پیروی از متون یونانی یا اسطورههای مصری و غیره ـ مشاهده میشود و برخی نویسندگان مسلمان، هرمس را پیامبری از پیامبران خدا و یا یکی از اولیاء الهی دانستهاند که چه بسا ذکر این گونه مقامات برای یک شخصیت اسطورهای در دوران باستان، بی شباهت به پیامبر دانستنِ ارسطو! به وسیله برخی مسلمانان نباشد؛ مگر آنکه بگوییم هرمس نام دیگر یکی از پیامبران واقعی خداوند مانند حضرت ادریس (ع) یا پیامبری دیگر نیز بوده است که در این صورت کلام آن نویسندگان، توجیه میشود.
از دیگر استفادهها و استعمالات مشهور همخانوادههای هرمنوتیک و هرمینویین، در یونان قدیم، بهرهگیری افلاطون از آن میباشد.
افلاطون، شاعران را هرمنس (Hermenes) یعنی «مفسران خدایان» نامیده است. واژه هرمینیا که اسم از فعل هرمینویین است نیز بارها در آثار افلاطون به کار رفته و در تراژدی «ادیپوس» در کولونوس آمده است.
همچنین این کلمه در آثار بسیاری از نویسندگان و دانشمندان نامآشنایی همچون گزنفون (Xenophon)، پلوتارک (Plutarch)، اوریپیدس (Euripides)، اپیکوروس (Epicurus)، لوکریتوس (Lucretius) و لونگینوس (Longinus) یافت میشود.[ii]
از جمله معروفترین مواردی که این واژه به کار گرفته شد، استفادهای بود که ارسطو از این کلمه نمود.
او نام باب منطق قضایا از کتاب ارغنون را «پری هرمیناس» یا «باری هرمیناس» (Peri Hermeneias) نامید که امروزه آن را «باری ارمیناس» به معنای «در باب تفسیر» میگویند.
1- دکتر محمد مددپور در پینوشت نخست مقاله « نظری به منطق هرمنوتیکی هیدگر و زند آگاهی حکمت اُنسی» ( مجله بیناب، شماره 5 ) مینویسد:
« استاد فقید [= مرحوم استاد فردید] این مباحث [= هرمنوتیک] را نخستین بار در ایران طرح و تعبیر « زند آگاهی» را برای هرمنوتیک استعمال کردند. « زند » در زبان پهلوی به معنی شرح و تفسیر است. هانری کُربَن برای این لفظ، از الفاظ « تأویل» و « تأویل باطنی» و یا «کشف المحجوب» بهره جست و آن را «کشف معنای باطنی» دانست. «ادریس» و «اخنوخ» هممعنی با هرمس به معنی علم و شناساییاند. »
همانگونه که جناب آقای مددپور نیز اشاره کردهاست به نظر میرسد دکتر سید احمد فردید نخستین شخصی باشد که بحثهای هرمنوتیک غربی را آن هم با صبغۀ هَیدگری در ایران مطرح ساخته است. همچنین فردید را افزون بر اولین مطرح کنندۀ هرمنوتیک در ایران، باید نخستین معرفی کنندۀ هیدگر در ایران نیز به شمار آورد. ممکن است برخی تصور نمایند پروفسور هانری کربن که نخستین مترجم افکار و آثار هیدگر به زبان فرانسوی است و در سال 1324 شمسی به ایران آمده، از هیدگر سخن گفت و اندیشههای او را به ایرانیان عرضه داشت، اولین کسی بوده که هیدگر را در ایران معرفی نمودهاست اما این پندار، درست نیست زیرا از چند سال پیشتر یعنی از سال 1320 شمسی، دکتر سید احمد فردید مطالب زیادی از اندیشههای هیدگر را در نشریۀ مهر بیان کردهبود.
فردید خود را همسخن با هیدگر میدانست ولی بهتر است بگوییم او یکی از دلباختگان هیدگر بود که این شیدایی و شیفتگی او را به یک غلوگر بیباک، دربارۀ اندیشه و فلسفه هیدگر بدل نموده بود. این غلو تا آنجا رسیدهبود که فردید، تفکر هیدگر را چونان نصّ قرآن، کلمه حق و شجره طیبهای معرفی میکرد که دارای اصل ثابت است!
2- رجوع کنید به:
Richard E.Palmer, Hermeneutics, Northwestern University Press, 1969, p.12.
در خور اشاره است ریچارد ا.پالمر ـ نویسنده کتاب نامبرده ـ در سال تحصیلی 65 ـ 1964 میلادی طی سفری از آمریکا به آلمان، در انستیتوی هرمنوتیک دانشگاه زوریخ و دانشگاه هایدلبرگ به تحقیق و مطالعه پرداخت. وی در مدت اقامت در آلمان علاوه بر ملاقات با گادامر و هیدگر، از درسهای گادامر در دانشگاه هایدلبرگ نیز بهرهمند گردید. پالمر پس از این سفر مطالعاتی، کتاب فوق را به عنوان اولین کتاب به زبان انگلیسی دربارۀ دانش هرمنوتیک به چاپ رساند. کتاب پالمر، تأثیر به سزایی در گسترش بحث بر سر علم هرمنوتیک و توجه به آن در میان انگلیسی زبانان داشته است. کوشش وی در این کتاب، معطوف به آشکارسازی خاستگاه آلمانی دانش هرمنوتیک برای مخاطب انگلیسی زبان خود بوده است. این کتاب در سال 1377 شمسی با عنوان «علم هرمنوتیک» به وسیلۀ آقای محمدسعید حناییکاشانی به فارسی ترجمه گردید و انتشارات هرمس، آن را منتشر ساخت.
|